فکرش رو بکنین: میاین با کلی بدبختی مطلب برای سمینار مخازن شکافدار و تخمین مخازن جور می کنین ، Powerpoint براش ردیف میکنین از همه بدتر از ساعت پنج که برای نمازصبح بلند میشین تا هشت میشینین مطالب رو میخونین بعد میرین سر کلاس می بینین که دکتر ... رفته یه کنفرانس خارج از کشور و کلاس ها دودر و همه زحمات به باد! مساله ای که الان برای من اتفاق افتاده و اومدم ناراحتیم رو اینجا خالی کنم. خیلی آدم دودریه حداقل باید بهمون می گفت که داره میره و اینهمه خودمونو هلاک نمی کردیم.
عوضش می خوام امروز در باره دانشگاهم یعنی دانشگاه صنعت نفت بگم.
دانشگاه صنعت نفت سه دانشکده در تهران، آبادان و اهواز دارد. در آبادان رشته های مهندسی شیمی گرایش آتش که برای اولین بار است در ایران تدریس می شود، رشته مهندسی ایمنی و بازرسی فنی و رشته مهندسی ایمنی و حفاظت فنی و مهندسی نفت- اکتشاف را دارد. دانشکده آبادان 250 نفر دانشجو دارد. داشکده مهندسی نفت اهواز رشته های مهندسی نفت-مخازن، مهندسی نفت-بهره برداری از منابع نفت و مهندسی نفت- حفاری نفت را دارد. دانشکده مهندسی نفت اهواز 850 دانشجودارد. در دانشکده نفت تهران هم تعدادی از فوقی ها که در طرح Dual Degree مهندسی نفت گرایش های مخزن و حفاری و اکتشاف هستند به علاوه فوق لیسانس مهندسی اتوماسیون و حسابداری درس می خونند. Dual Degree به طرحی اطلاق می شود که دانشگاه نفت به طور مشترک با دانشگاه های IFP فرانسه،Curtin استرالیا و
تمامی دانشجوهای فارغ التحصیل دانشگاه صنعت نفت در صورت تمایل می توانند به استخدام شرکت نفت در بیایند. پس وضع کاری شان از همه بهتره، پس خوش به حالم که چند ماه دیگه فارغ التحصیل میشم!!! از نظر وضعیت خوابگاه و تغذیه دانشجویی با تمام انتقادهایی که به دانشگاه در طول این چهارسال داشتم به جرات می توانم بگویم که از این لحاظ بهترین وضعیت را در کل کشور دارد. البته رتبه کنکورتون باید خوب باشه که ازش دربیاین. رتبه های دانشگاه ما تقریباً در حدود امیرکبیره. دانشگاه دور از هیاهوهای سیاسی و اجتماعی هست و دانشجوهاش خیلی بچه مثبتن! از نقاط منفی دانشگاه می توان به مکان آن در جنوب کشور و دوری آن از امکانات پایتخت و جمعیت کم آن اشاره کرد. علیرغم وجود رشته مهندسی نفت در دوره لیسانس در شریف و امیرکبیر دانشگاه نفت با توجه به اینکه دانشگاه تخصصی نفت هستش در این رشته از هر دو دانشگاه خیلی بهتره و استاداش خیلی بهتره.
تو این یه هفته خیلی سرم شلوغ بود. مشغول درست کردن پروژه ام بودم. بالاخره دیروز مطالب پروژه رو به دکتر مقدسی دادم تا اونو بخونه و نظرشو بگه. قرار شده جشن فارغ التحصیلی هم ۲۷ اردیبهشت به سلامتی برگزار بشه و ما هم یه لباس فارغ التحصیلی بپوشیم. تا حالا هیچی از درس های این ترم رو نخوندم. البته نصف قضیه تقصیر من نیست چون به کارهای دیگه مشغول بودم ولی در صورت برنامه ریزی مناسب می تونستم کمی از درسهام رو بخونم. به هر حال گذشته گذشته و باید به فکر آینده بود. پدر و مادرم هم می خوان از تبریز برای جشن بیان اهواز. دفعه اولشونه که می خوان بیان اهواز. از معاونت منابع انسانی شرکت نفت چند نفر اومده بودند و در مورد استخدام کمی برامون حرف زدند. یه چند تا شرکت رو در نظر دارم که تابستون برم باهاشون در مورد استخدام حرف بزنم، از اینکه پارتی ندارم خیلی نگرانم و دلشورم از اینه که اون جاهایی که میخوام استخدام نشم. فعلاً که توکل به خدا ببینیم چی میشه.
راستی خانم فاطمه رجبی همسر دکتر الهام هم اومده بود برای سخنرانی تو دانشگاه!! با اون حرف هایی که می زد آخر جلسه به دوستام گفتم بازم جای شکرش باقیه که احمدی نژاد رییس جمهوره و این نیستش والا بدبخت می شدیم!
اصل اول : در زندگی ، همه چیز عادلانه نیست ، بهتر است با این حقیقت کنار بیایید .
اصل دوم : دنیا برای عزت نفس شما اهمیتی قائل نیست . در این دنیا از شما انتظار می رود که قبل از آنکه نسبت به خودتان احساس خوبی داشته باشید ، کار مثبتی انجام دهید .
اصل سوم : پس از فارغ التحصیل شدن از دبیرستان و استخدام شدن ، کسی به شما رقم فوق العاده زیادی پرداخت نخواهد کرد . به همین ترتیب ، قبل از آنکه بتوانید به مقام معاون ارشد ، با خودرو مجهز و تلفن همراه برسید ، باید برای مقام و مزایایش زحمت بکشید .
اصل چهارم : اگر فکر می کنید ، آموزگارتان سختگیر است ، سخت در اشتباه هستید . پس از استخدام شدن متوجه خواهید شد که رئیس شما خیلی سخت گیرتر از آموزگارتان است ، چون امنیت شغلی آموزگارتان را ندارد .
اصل پنجم : آشپزی در رستورانها با غرور و شأن شما تضاد ندارد . پدر بزرگهای ما برای این کار اصطلاح دیگری داشتند ، از نظر آنها این کار «یک فرصت» بود.
اصل ششم : اگر در کارتان موفق نیستید ، والدین خود را ملامت نکنید ، از نالیدن دست بکشید و از اشتباهات خود درس بگیرید .
اصل هفتم : قبل از آنکه شما متولد بشوید ، والدین شما هم جوانان پرشوری بودند و به قدری که اکنون به نظر شما می رسد ، ملال آور نبودند
همانطوری که انتظار می رفت استقبال از نمایشگاه نفت و گاز نسبت به قبل خیلی بیشتر شده بود و جلوی چشممون خارجی ها با شرکت های ایرانی هی قرارداد می بستند. بعضی وقت ها هم که مدیرعامل یکی از شرکت های ایرانی از غرفه های خارجی بازدید می کرد به اندازه نود درجه براش دولا می شدند. اما بعضی از شرکت های نفتی مثل شرکت شلمبرژر( (Schlumbergerو شرکتBaker Hughes حضور نداشتند و این یکی از معایب نمایشگاه به شمار می رفت. من هم که اگر خدا بخواهد تا چند ماه دیگر فارغ التحصیل میشم در مورد استخدام با بعضی از شرکت های ایرانی و خارجی حرف زدم و اطلاعات خوبی در این مورد به دست آوردم. یکی از مسائل جالب این بود که شرکت معتبری همچون Shell از همه بیشتر تحویلم گرفت و مسئول منابع انسانی اش که یک خانم مالزیایی بود از ما می خواست که برای ارسال رزومه کاری به شرکت اقدام نماییم. فعلاً که باید تا اوایل خرداد منتظر باشم تا ببینم نتیجه فوق لیسانس چه می شود. در مورد پروژه فارغ التحصیلی ام هم بالاخره توانستم که داده ها رو از شرکت نفت بگیرم، استاد پروژه ام گفته اگه چیز خوبی از آب در بیاد به یکی از کنفرانس های SPE در امریکا هم ممکنه بفرسته، ولی باید تا دو هفته دیگه آماده بشه که چشمم آب نمی خوره به اون برسه.