هر سال که ماه رمضان فرا می رسد نشانه هایی وجود دارد که چه روزه دار باشید و چه غیر روزه دار ، چه انسان معتقدی باشید و چه غیر معتقد ، سالهاست که با این نشانه ها زیسته ایم !
می دانم و حس می کنم که برای کسانی که دور از ایران هستند ، حس نوستالژی عجیبی نسبت به بعضی از این نشانه ها وجود دارد . از کودکی و در اعماق وجودمان نوای ربنا استاد محمد رضا شجریان سالهاست که ریشه دوانده است و سالهاست که با اذان موذن زاده اردبیلی به ناگه به اعماق گذشته ء مان پرتاب شده ایم .
شاید برایتان جالب باشد که در سالهای گذشته صدا و سیما اسلامی ایران ، فراخوان های مختلف و مسابقات گوناگونی را بین بهترین قاریان ایرانی برای خواندن دعای ربنا برگزار کرده است تا اینچنین وابسته به نوای ربنا استاد شجریان نباشد ، اما ربنا های خوانده شده با ربنای شجریان ازعرش تا فرش فاصله داشته است و اینچنین است که سالهاست که نوای شجریان در درون اعماق وجود مردم ایران حضور دارد .
دعای ربنا استاد شجریان و اذان موذن زاده اردبیلی تقدیم به همه ی آنهایی که از ایران دور هستند و تقدیم به همه ی آنهایی حس نوستالژیک خاصی نسبت به این نشانه های میهنی مان دارند.
دیروز یکی از دوستان هم دانشکده ایم زنگ زد بهم گفت که برای کاری اومده تبریز و قرار یه ملاقات با هم گذاشتیم. از فوق dual degree دانشگاه نفت در اومده بود و از اونجایی که دو گزینه برای انتخاب محل تحصیلش از بین کانادا و فرانسه داشت می خواست با من مشورت کنه که کدوم کشور بره بهتره. من هم بهش گفتم که شهر Calgary کانادا یکی از قطب های نفتی دنیاست و در ضمن با توجه به این که خیلی تمایل داشت که ادامه زندگی اش در خارج از کشور باشه بهش گفتم که تا دلت بخواهد کار برای مهندس نفت با سواد تو ایالت آلبرتا و شهر کلگری ریخته و کسی که اونجا خونده باشه دیگه مشکلات تازه واردین برای پیدا کردن کار رو نداره و پروسه جستجوی کار براش سریع تر و آسان تر هست. در ضمن ایالت آلبرتا چون ایالت نفت خیزیه و سیستم اداره کانادا فدرال هست مالیات بر در آمد و خرید و بنزین و... اونجا کم هست و با درآمد خوب میشه هزینه پایین تری داشت. اما اگه بخواد فرانسه بره نه می تونه بعداً به فرانسه مهاجرت کنه نه در اونجا به اندازه کانادا کار پیدا میشه. در ضمن اگه بخواد می تونه روند مهاجرت به کانادا رو با ادامه تحصیل در کانادا و جمع آوری امتیازهای بیشتر راحت تر ادامه بده.
نکته جالبی که می خوام به اون اشاره کنم اینه که این دوست من حافظ قران هست و در مسابقات سراسری ایران هم مقام آورده ولی به شدت از نظام اسلامی کشور خودش گله منده و حاضره هر کاری بکنه ولی دیگه ایران برنگرده. چرا؟ چرا یک فرد متدین و مقید به امور مذهبی هم باید گله مند باشه؟
چند صدهزار لس آنجلسی آدم های سبکی هستند، از اونجایی که ما بیست تاشونو تو شوها می بینیم و با همین در مورد همشون نتیجه گیری می کنیم، پس همان بهتر که از ایران رفتند. اونهایی هم که اروپا هستند ضد انقلاب هستند، پس همان بهتر که از ایران رفتند. اونهایی هم که تو دبی دارند سرمایه گذاری می کنند، بدند، پس همان بهتر که از ایران رفتند. دوست من هم که نه آدم سیاسی هست نه تفکر خاص سیاسی داره نه آدم لاییکی هست نه آدم سبکی هست چرا باید به من بگه بعد از فوق و دکترا هر کاری می کنه که دیگه برنگرده؟
تا حالا با خودتون فکر کردین که با این روند مهاجرت کیا می خوان تو ایران زندگی کنند؟