تبليغاتX
نفس باد صبا
انتخابات ریاست جمهوری امریکا

تو این چند روز که از بیکاری همش داشتم BBC و CNN و VOA و ... رو نگاه می کردم و طبعاً مسائل مربوط به انتخابات مقدماتی آمریکا رو در ایالت های مختلف پی گیری می کردم یک سری سوال هایی در ذهنم ایجاد شد که با کمی مطالعه و فکر کردن به یه سری نتایجی رسیدم. این هم از سوال ها:

1.       آیا انتخابات امریکا صرفاً دوقطبی هست یا خیر؟

2.       آیا اسم این را می شود گذاشت انتخابات یا صرفاً نمایشی هست که هر چهار سال برگزار می شود؟

3.       آیا انتخابات 2008 امریکا نتیجه اش از قبل مشخص هست یا نه؟ و چرا؟

 

تا جایی که من مطالعه کردم بعد از تشکیل دو حزب جمهوری خواه و دموکرات هیچ نامزد مستقلی خارج از این دو حزب نتوانسته به ریاست جمهوری امریکا برسد. حالا هرچی VOA میخواد بگه نه آقا اینجا دوقطبی نیست و حزب سوسیال و حزب سبز و افراد مستقل هست، بگه! واقعیت همینه که داریم می بینیم. در ضمن حزب دموکرات به خاطر اینکه از همون اولش اساسش حمایت از اقلیت های قومی و مذهبی بوده، درست پس از پایان جنگ جهانی دوم و تشکیل اسرائیل، با حمایت هایی که از طرف صهیونیست ها به خصوص از طریق رسانه هایی مثل هالیوود و CNN و Washington Post و Wall Street Journal و ... و همچنین ثروت اشخاص متمول صهیونیست ها شد، عملاً حزب دموکرات جان تازه ای به خود گرفت و بسیار قوی تر شد و در کنار قدرت دیگر یعنی حزب جمهوری خواه چنان قطبی بوجود آورده که هیچ کس و هیچ حزبی نمی تونه در مقابلشون بایستد. البته منظورم این  نیست که صهیونیست ها از جمهوری خواهان حمایت نمی کنند، منظورم اینه که قبلاً دموکرات حالت محافظه کارانه تری داشتند و جمهوری خواهان از آنها معمولاً( و تاکید می کنم معمولاً) محبوب تر بودند اما حال قضیه برعکس شده و این جمهوری خواه ها هستند که محافظه کارترند.

آیا اسم این انتخابات هست یا نمایش؟ دقت کرده باشید در اولین ایالت یعنی آیوا تمرکز تمام رسانه ها روی دموکرات ها بود، من تعجب می کردم که چرا؟ بعداً فهمیدم که این رسانه ها خودشون می دانند کدام ایالت در نهایت قرار هست به نامزد دموکرات رای بدهد و کدام به نامزد جمهوری خواه. تنها ایالت های محدودی هستند که به طور قطع و یقین نمی توان گفت آرای الکترال آنها به کدام سو هست؟ البته با نظرسنجی هایی که قبلاً انجام می دهند در مورد آنها هم می توان با احتمال بالا گفت که نامزد نهایی آنها از کدام طرف هست.

 شخصی برنده نهایی هست که اول از همه حمایت رسانه های بزرگ امریکا را داشته باشد، چون این رسانه ها هستند که در روند تصمیم سازی مردم بیشتر از هر عاملی نقش دارند، به عنوان مثال کاندیداهایی مثل ران پال و دنیس کوسینیچ که اتفاقاً عقاید خوب و سازنده ای دارند به خاطر تحریم بسیاری از این رسانه ها مثل دعوت نشدن به بسیاری از مناظرات عملاً از دور رقابت انتخاباتی حذف شدند. در ثانی حمایت مالی لازم را داشته باشند که این حمایت هم خود جنبه دوطرفه دارد یعنی قرار است کاندیدای مورد نظر برای آنها چه کند؟ به عنوان مثال بانک  goldman sachs که نقش سرمایه گذاری در NYSE(بازار سهام نیویورک) را دارد حامی کلینتون می شود و شریک این بانک که دارای چند رسانه تلویزیونی هست طبعاً باید این بازار گرمی را برای کلینتون در شبکه هایش انجام دهد.

حال اینکه قرار است چه کارهایی برای اینها از طرف خانم کلینتون انجام شود می شود کمی به عقب برگشت، زمانی که آقای بیل کلینتون در سال 1992 رییس جمهور شد، رییس همین شرکت را وزیر خزانه داری کرد و خرید و فروش های سهام  توسط این بانک سرمایه گذار به طرز عجیبی سود آور شده بودند. می توان یک تناظر را در این دو بازه شانزده ساله و حمایت از خانواده کلینتون دید.

به خاطر این دلایل از نظر من نتیجه این انتخابات از قبل مشخص هست. البته این صرفاً نظری هست که من با مطالعات خودم بدست آورده ام. از دوست عزیزم  پیام دعوت می کنم که به سوال های من با توجه به درکی که از زندگی در آنجا بدست آورده با نوشتن یک پست در وبلاگش جواب دهد. در صورت داشتن هر نوع پاسخ دیگری در مورد سوالهایم خوشحال میشم که بهم جواب بدید. هنوز دارم به این مساله فکر می کنم. 

+ نوشته شده در یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 20:1 توسط مهرداد |

تاسوعا

هر سال موقع تاسوعا فامیلای بابا اینا از تهران و شهرهای دیگه میان شهرشون و یکی از اونها احسان میده تو مسجد اونجا، کلاً میشه اسمشو یه گردهمایی سالانه گذاشت. خیلیاشونو فقط همون تاسوعا عاشورا می بینم و بقیه سال ازمون دورند. کسی هم که احسان میده آدم پولداری هست تو کار صادرات وارداته، انصافاً عظمت احسانشون هم به همون اندازه ثروتشونه، من یکی که هیچ بدی تا حالا ازشون نشنیدم، منظورم اینه که از اونایی نیستند که ظهر نذری بدن و عصر...

خب! بگذریم. من فکر کنم ده سالی میشد که تاسوعا اونجا نرفته بودم. امسال هم به خاطر شرایطی که الان توش هستم و از هفتاد و دو ملت آزادم با بابا رفتیم اونجا. حالا میگید پس مامان چی شد؟ عرضم به حضور شما که طرف مادربزرگم اینا سه روز گاز قطع شده و مامان بزرگ الان سرماخوردگی شدید گرفته مامان رفته پیشش. حالا به نظر شما وقتی من عکس وزیر نفت و احمدی نژاد و پورمحمدی رو تو تلویزیون می بینم نباید ته دلم بهشون فحش بدم؟ خلاصه با بابا رفتیم مسجدی که قراره احسان توش بدند، نکته جالب توجه اینه که اونها به خاطر اینکه روشنفکرند اجازه نمیدن آخوند بیاد اونجا منبر گرم کنه خودشون از بین خودشون چند نفر رو انتخاب کردند تا برای مناسبتهای مختلف بیان صحبت کنن. در ضمن از مداحی و نوحه تو مسجد خبری نیست و هرکی نوحه میخواد باید تو خونه خودش مجلس بگیره و از یه جای دیگه نوحه خوان دعوت کنه. آدمی که امروز حرف میزد یکی از فامیلای بابا بود که خودش دبیر بازنشسته تاریخ و جغرافی بود. حرفش در مورد عاشورا و تاسوعا پنج دقیقه طول نکشید و بیشتر در مورد کارهای خیریه ای که قراره انجام بدن حرف زد. بعدش نذری رو خوردیم و بعد صله رحمی با فامیلامون کردیم و اومدیم دوباره شهرمون. راستی! این CNG هم عجب چیزیه ها! ما 250 تومن گاز زدیم و باهاش 160 کیلومتر راه اومدیم. به اندازه 1600 تومن بنزین سواری داد. این هم از تبلیغ ماشین های دوگانه سوز!

+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم دی 1386ساعت 19:41 توسط مهرداد |

بی عرضگی مسئولان وزارت نفت در زمینه تولید گاز تا چه حد است؟

بالاخره تونستم یه امضای دیگه بگیرم. امضایی که به خاطر دو روز تعطیلی هفته پیش و پشت گوش انداختن کارمندها دوازده روز طول کشید. دوباره برگشتم خونه، یه هفته دیگه خودشون بهم می گن بیام تا ادامه کارها رو پیش ببریم. تو این بحبوحه سرما که تلویزیون مدام میگه مردم اگه ده درصد صرفه جویی کنند گاز این شش استان وصل میشه، در جوابش مردم نه جلوی دوربین تلویزیون بلکه جلوی دستگاه تلویزیون وقتی این حرفا رو می شنوند میگن آخه مرد حسابی توی منفی بیست سی درجه اگه درجه بخاری رو تا ته نذاریم که یخ می بندیم. تو این چند روزه همه می گن ما که این همه گاز داریم دیگه چرا باید کمبود گاز داشته باشیم. من یه کم فکر کردم دیدم اگه یه آماری از ذخایر گازی و مقدار تولید میدان های گازی ایران بدم شاید براتون جالب باشه.

 

کشور

مقدار ذخایر گاز(*(tcf

رتبه ذخایر گاز در جهان

مقدار تولید(tcf)

روسیه

1680

1

23.167

ایران

974

2

3.708

ترکمنستان

100

11

2.234

کانادا

58

18

6.548

 

*تریلیون فوت مکعب

 

- منبع این آمار Energy Information Administration می باشد.

اگر کمی به آمار بالا دقت کنید می بینید که کشور ترکمنستان فقط با داشتن 100 tcf گاز یعنی تقریباً یک دهم مقدار ذخایر گازی ایران به اندازه شصت درصد ایران گاز در سال تولید می کند.

حالا لیست میادین گازی ایران و مقدار تولید هر یک را در زیر می آورم:

 

میادین گازی شرکت ملی نفت مناطق مركزي ايران

 

البرز

آغار

بوشهر

تنگ بیجار و کمانکوه

پایدار

خانگیران

پایدار غرب

دالان

دودرو

سراجه

دهلران

سرخون

سعادت آباد

سلخ

کوه کاکی

سمند

زیره

سورو

بستک

کنگان

بند و بست

گشوی جنوبی

دریایی

گورزین

چم نوری

گنبدلی

عسلویه

مختار

دارا

نار

هلیلان

نمک غربی

شاخه

نمک کنگان

ویزنهار

ویزنهار

وراوی

هالوش

تابناک

شانول

گردان

هما

بابا قیر

 

 

از میان این 43 میدان گازی تنها 13 میدان خانگیران، آغار و دالان، نار و کنگان، قشم و سرخون، تابناک، هما، شانول، وراوی، سراجه و تنگ بیجار، میدان های تولید کننده گاز شرکت نفت مناطق مرکزی ایران هستند.

تولید میدان های زیرمجموعه این شرکت در دی ماه امسال به ترتیب در میدان خانگیران روزانه 45 و 6/54 میلیون متر مکعب، در میدان آغار و دالان روزانه 12 و 5/26 میلیون متر مکعب، در میدان نار و کنگان روزانه 105 و 104 میلیون متر مکعب، قشم و سرخون روزانه 9/15 و 16 مترمکعب، در میدان تابناک روزانه 6/41 و 3/45 میلیون متر مکعب، در میدان های هما، شانول و وراوی روزانه 5/37 و 2/39 میلیون متر مکعب و در میدان تنگ بیجار روزانه 7 و 5/10 میلیون متر مکعب بوده است.

 

میادین گازی شرکت نفت و گاز پارس

 

1.       میدان گازی پارس جنوبی در 28 فاز

2.       میدان گازی پارس شمالی

3.       میدان گازی گلشن

4.       میدان گازی فردوسی

 

در حال حاضر از میادین فوق تنها میدان پارس جنوبی و تنها 5 فاز از 28 فاز میدان گازی پارس جنوبی به بهره برداری رسیده است. در حالیکه شروع کارها از ده سال پیش بوده است. تولید در دی ماه امسال به ترتیب در فاز یک روزانه 18 و 2/19 میلیون متر مکعب، در فازهای 2 و 3 روزانه 2/50 و 1/61 میلیون متر مکعب و در فازهای 4 و 5 پارس جنوبی روزانه 6/56 و 3/61 میلیون متر مکعب بوده است.

تولید گاز همراه شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب طبق برنامه روزانه 9/30 میلیون متر مکعب و تولید عملکردی این شرکت روزانه 5/37 میلیون مترمکعب گزارش شده است.

این آمار و ارقام از هر رسانه ای بی عرضگی و بی برنامگی مسئولان را واضح تر و روشن تر بیان می کنند.

به آمار نگاه کنید و بیاندیشید و خود قضاوت کنید.

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت 12:9 توسط مهرداد |

رده بندي بهترين دانشگاه هاي امريكا در رشته مهندسي نفت

ليست زير رده بندي بهترين دانشگاه هاي امريكا را در رشته مهندسي نفت نشان مي دهد:

 

Texas A&M University–College Station

University of Texas–Austin

Stanford University

Colorado School of Mines

University of Oklahoma

 

Louisiana State University–Baton Rouge

 

University of Tulsa

 

Texas Tech University

Penn State University–University Park

New Mexico Institute of Mining and Technology

+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم دی 1386ساعت 6:34 توسط مهرداد |

استخدام-1

ناسلامتي اومدم تهران تا كارهاي استخداممو پيگيري كنم ها! ببين چه برفي اومده! اينم از شانس ما! تو روزنامه مي خوندم كه در چهل و دو سال گذشته سرماي تهران بي سابقه بود. يادمه سه سال پيش كه آبادان بودم يه بار دماي هواي آبادان به منفي دو درجه رسيده بود و اونوقت هم مي گفتند كه سرماي هوا در چهل سال گذشته آبادان بي سابقه بود. خلاصه مثل اينكه هر جا ميرم ننه سرما هم دنبالم مياد!! حالا قرار ديروزم تو شركت منتفي شد و معلوم نيست كي بايد برم شركت.

خب! يه كمي هم از استخدام حرف بزنيم. دو سه ماهي هست كه به طور شفاهي دستور رسيده كه نبايد بورسيه ها در تهران جذب بشند. حالا اينهمه آدم تهران استخدام شدند به ما كه رسيد فكر كنترل جمعيت پايتخت افتادند! اون هم دو ماه مونده به استخدام ما! در نظر داشته باشيد كه شركت هايي كه تهران هستند به نيروي جديد نياز دارند! حالا مي خوان اين شركت ها رو با كيا پر كنند الله اعلم!

من تو اين سه چهار هفته هم هر جايي كه ميرم از يكي امضائي بگيرم طرف رفته جلسه و ديگه تا فرداش نمياد يا اگه شانس بيارم بايد چهار پنج ساعت منتظرش بمونم تا حاج آقا جلسه پرتقال خوريش تموم بشه بعدش بره نهارشو كوفت كنه بعدش نمازشو بخونه بعدش بره با دوستاش يه جايي غيب بشه تازه بعد چهار پنج ساعت پيداش بشه و به احتمال زياد هم بگه كاري از دست من بر نمياد برو فلاني رو ببين!! حالا اين پاس دادن ها سه چهار هفته هست ادامه داره تا ببينم كي ميرم تو گل! اين طور كه بوش مياد كارم به وقت اضافه و پنالتي هم ميكشه!!

+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم دی 1386ساعت 2:14 توسط مهرداد |

حقیقت واقعه غدیرخم

يمن توسط حکومتي تحت الحمايه دولت ايران اداره مي شد . زمانيکه رسول اکرم (ص) به پادشاهان دنيا نامه نوشتند هر پادشاهي يک نوع عکس العمل نشان داد که در اين بين بدترين عکس العمل را پادشاه نادان ايران نشان داد . پادشاه ايران نامه رسول خدا را تکه پاره کرد و به جکومت يمن نامه نوشت که اين مرد عرب را که جرات کرده اسم خودش را قبل از نام من بنويسد دستگير نموده به نزد من بفرستيد.

وقتي خبر به رسول خدا رسيد بر عليه پادشاه مغرور ايران دعا نمود. پادشاه يمن وقتي دستور پادشان ايران را دريافت داشت دو نفر را به مکه فرستاد تا پيامبر را جلب نموده با خود به يمن ببرند. وقتي دو مامور ايراني به مکه آمدند متوجه شدند پيامبر به مدينه رفته است آن دو مامور ايراني به مدينه منوره آمدند بسياري از ياران پيامبر که تا آنزمان قيافه ايرانيان غير مسلمان را نديده بودند با شگفتي آنها را نگاه مي کردند آنان سبيل بلند داشتند و ريش را تراشيده بودند پيامبر اکرم وقتي با آنها نگاه مي کرد به يارانش دستور داد شما با مشرکان مخالفت کنيد سبيلها را کوتاه و ريش را بلند بگزاريد.

وقتي آن دو مامور دستور را ابلاغ نمودند پيامبر اکرم فرمودند شما خسته هستيد امشب استراحت کنيد من فردا جواب شما را خواهم داد.

فرداي آن روز وقتي آنان به خدمت پيامبر خدا آمدند پيامبر فرمود برويد به پادشان يمن بگوييد پادشاه ايران را ديشب خداوند کشت.

آن دو مامور ايراني با تعجب برگشتند و گزارش خود را تقديم داشتند پادشاه يمن تعجب نمود و گفت چيز بسيار خوبي است ما اين شخص را امتحان خواهيم کرد اگر اين خبر واقعا درست باشد و پادشاه ايران از دنيا رفته باشد پس حتما پيامبري از جانب خدا است و ما نبايد با او بجنگيم و اگر غير از اين باشد پس دروغگويي است که با او خواهيم جنگيد . چند روزي نگذشته بود که از طرف پادشاه جديد ايران نامه اي رسيد که که پادشاه قبلي در فلان روز از دنيا رفته و از اين پس از من اطاعت کنيد.

اين بود که يمن بدون جنگ اسلام را پذيرفت . احتمالا اين تصميم عاقلانه ترين کار ايرانيها بود.

حجه الوداع و خدا حافظي

پيامبر اکرم گروهي از ياران خودش را براي اداره حکومت يمن به آنجا فرستادند. خدا مي داند چه مدت گذشت که پيامبر اکرم حضرت علي را فرستادند تا آنجا برود و فرماندهي مسلمانان را به عهده بگيرد.

حضرت علي به آنجا رسيد و حکم حودش را ابلاغ نمود مسلمانان پذيرفتند اما نحوه فرماندهي حضرت علي با فرمانده قبلي که مسلمانان با آن خو گرفته بودند خيلي تفاوت داشت حضرت علي در راه خدا خيلي سخت گير بود و کوچکترين چشم پوشي نمي کرد (باصطلاح امروزيها خيلي خشک بود) اين بود که روز بروز بر تعداد ناراضيان از حضرت علي افزوده مي شد تا جاييکه فرمانده قبلي نامه اي خدمت پيامبر ارسال نمود و دهها عيب و ايراد از حضرت علي متذکر شده بود وقتي نامه را خدمت پيامبر آوردند پيامبر به همان نامه رسان که سخت بغض علي را در سينه داشت امر نمود بخواندش وقتي او نامه را داشت مي خواند به هر بندي از اعتراضات تاييد مي کرد بلي درست است من خودم شاهد بودم که علي چنين کرد. پس از ختم نامه پيامبر خدا به آن شخص فرمودند : فلاني تو از علي بدت مي آيد؟ گفت آري يا رسول الله . پيامبر فرمود : نبايد بدت بيايد زيرا من علي را دوست دارم . آن شخص مي گويد از آن لحظه به بعد بغض علي از دلم بيرون رفت و دانستم حق بجانب علي است.

پيامبر خدا تصميم گرفتند آن سال به حج بروند لذا به همه مسلماناني که توانايي حج داشتندند دستور داد در معيت ايشان به سوي مکه حرکت نمايند و به همه نمايندگان خويش در شهرهاي مختلف امر نمود خود را به حج برسانند.

حضرت علي همراه يمنيهاي ناراض به سوي مکه حرکت نمودند. حضرت علي تعداد زيادي شتر و مقدار زيادي پارچه بعنوان صدقه حمل مي نمود که در مکه تحويل رسول خدا بدهد تا ايشان آنها را بين مسلمانان مستحق تقسيم نمايند. بين راه همراهان علي از ايشان تقاضا نمودند که اجازه دهد از اين شترهاي صدقه براي سواري استفاده نمايند حضرت علي فرمود : خير جايز نيست. باز تقاضا کردند اجازه دهد از اين چادرها و پارچه ها بعنوان امانت موقتا تا مکه استفاده نمايند حضرت علي فرمودند خير جايز نيست .

خشم و ناراحتي شان خيلي بيشتر شد وقتي فاصله شان به مکه کم شد حضرت علي نتوانست طاقت بياورد زيرا مشتاق بود هر چه زودتر حضرت پيامبر را ببيند اين بود که به يکي از افرادش گفت تو جانشين من و فرمانده اينها باش من رفتم.

. حضرت علي هنگام محرم شدن گفت : خدايا من نمي دانم پيامبرت چه نيتي براي احرام نموده من با همان نيت احرام مي بندم .

حضرت علي با سواري تيز رويي خود را به مکه رسانيد و با پيامبر خدا ملاقات نمود. وقتي داستان احرام بستن خودش را گفت پيامبر خدا فرمود من نيت حج قران نمودم (حج قران مقداري زحمت دارد شخص محرم پس از ورود به مکه و انجام عمره از احرام بيرون نمي آيد تا زمانيکه حج را بجا بياورد) حضرت علي وقتي از محضر پيامبر خدا بيرون آمد با حضرت فاطمه ملاقات نمود ديد فاطمه چشمهايش را سرمه نموده يعني در احرام نيست حضرت علي اعتراض نمود فاطمه جواب داد رسول خدا به ما امر نمود حج تمتع نيت کنيم لذا ما بعد از عمره از احرام بيرون آمديم.

وقتي حضرت علي مجددا خدمت پيامبر خدا آمد پيامبر پرسيدند همراهانت کجا هستند حضرت علي جواب دادند همراهانم در راه هستند من چون مشتاق زيارت بودم عجله کردم پيامبر خدا فرمودند نبايد آنها را تنها مي گزاشتي شايد مسئله اي چيزي برايشان پيش بيايد .

حضرت علي وقتي سخن پيامبر را شنيدند مجددا برگشتند کسيکه جانشين حضرت علي شده بود خيلي آدم سهل گيري بود مردم گفتند : اجازه هست بر شتران سوار شويم ؟ گفت بله  گقتند اجازه هست از اين پارچه هاي نو عاريتا استفاده کنيم؟؟ گفت : آري

همراهان حضرت علي با شور و شوق فراوان هر کدام چادري مطابق سليقه خود پيدا کرده و پوشيدند و هر کدام هر شتري را دوست داشتند سوار شدند. داشتند با شور و شوق  به سوي مکه مي رفتند که حضرت علي رسيدند. وقتي آنها را با آن شکل ديدند شديدا عصباني شدند. دستور دادند سريع از شترها پياده شوند وقتي پياده شدند دستور داد سريعا پارچه هاي نو را از تن بيرون کنند و همان پارچه کهنه خود را بپوشند .

ديگه عصبانيت و ناراحتي ياران علي را حد و اندازه نبود از نظر شرعي موظف بودند اطاعت کنند و الا هرگز از حضرت علي فرمان نمي بردند.

وقتي خدمت پيامبر رسيدند ديگه شاکيان علي کم نبودند تمام همراهان علي بالاتفاق يکي يکي در محضر پيامبر زبان به شکايت گشودند مي گفتند : يا رسول الله اين علي ما را بيچاره کرد ما را کشت و...

چون شاکيان يکي دو تا نبودند لذا پيامبر خدا چيزي نگفتند زيرا تصميم داشتند  جاييکه همه جمع باشند آنگاه پيامبر نظرش را اعلام نمايد.

پيامبر روز هشتم  به مسلمانان دستور داد احرام حج ببندند و از مکه به سوي منا بيرون آمدند شب را در منا گزرانيدند و روز بعد به عرفات رفتند . در عرفات بزرگترين اجتماع مسلمانان تا آن تاريخ برگزار گرديد بيش از يکصد و بيست هزار مسلمان پيامبر را احاطه کرده بودند پيامبر روي شترش سوار بودند پيامبر در آن اجتماع بزرگ خطبه معروف حجت الوداع را ايراد فرمودند چون آن زمان بلندگو نبود حضرت علي و کسان ديگري که در جهتهاي مختلف مستقر شده بودند سخنان پيامبر را براي مردم تکرار مي کردند.

پيامبر حج را بجا آوردند. و از مردم مکه و اطرافش و کسانيکه مسرشان به سمت مخالف مدينه بود خداحافظي نمودند و به سوي مدينه راه افتادند بين راه کسانيکه مسيرشان جدا مي شد گروه گروه جدا مي شدند آمدند تا رسيدند به جاييکه يمنيها مي بايست جدا شوند. اينجا بود که رسول اکرم تصميم گرفت به شکايت مردم يمن پاسخ بگويد اين بود که همه را جمع فرموده حب علي را براي آنان ياد آور شدند و اعلان نمودند که علي را دوست دارند. مردم يمن همه متوجه شدند که جواب شکايتهاي خود را دريافت داشته اند.

پس به اعتقاد ما اين ماجرا هيچ ربطي به جانشيني ندارد زيرا کسانيکه مخاطب پيامبر بودند بهتر از هرکسي منظور پيامبر را درک مي کردند . چرا بعد از رحلت رسول اکرم حتي يک نفر و حتي خود علي نگفت من در فلان جا جانشين پيامبر شدم ؟؟؟

اگر جانشيني پيامبر اين اندازه مهم بود مي بايست رسول اکرم در اجتماع عظيم عرفات اعلام کنند يا در مکه يا در مدينه نه در سر دو راهي يمن.

اگر جانشيني پيامبر اين اندازه مهم بود مي بايست رسول اکرم با الفاظي صريح بيان کنند نه با کلماتي که دهها معني دارند (مانند کلمه مولي )

اگر جانشيني پيامبر اين اندازه مهم بود مي بايست رسول اکرم بطور مکرر چند جا بيان کنند.

اگر  پيامبر خدا حضرت علي را جانشين تعيين نموده اند مي بايست هنگام بيماري خود ايشان را  پيشنماز معرفي کنند نه ابوبکر را .

اجتماع يک پارچه و عظيم مردم مدينه در سقيفه بني ساعده بزرگترين دليل ما است بر اينکه پيامبر کسي را جانشين ننموده بودند و الا مردم ايثار گر انصار که خويشاوندان علي  و پيامبر بودند هرگز جمع نمي شدند تا از ميان خود کسي را جانشين تعيين کنند.

 

چند سوال از دوستان شیعه:

صاحب کتاب نهج البلاغه – کتاب معتبر شيعه – روايت مى كند که علي از پذيرفتن خلافت کناره‌ گيري کرد و گفت: «دعوني والتمسوا غيري». «مرا رها کنيد و کسي ديگر غير از من را بجوييد».

و اين بر باطل بودن مذهب شيعه دلالت مي ‌کند؛ چون شما شيعه ها مي گوييد که علي از سوي خدا به خلافت و امامت منصوب گرديده است و خليفه شدن او فريضه‌اي بوده است که به گفته شما ابوبکر به خاطر غصب اين حق او مورد بازخواست قرار مي گيرد پس اگر چنين است چگونه از پذيرفتن آن اباء مي‌ورزد؟!

-شيعه مي گويند که هزاران صحابه در غدير خم حضور داشتند، و همه شنيدند که پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- علي را به عنوان جانشين خود بعد از وفاتش تعيين کرد؛ اگر چنين است پس چرا از هزاران صحابه يکي نيامد و به خاطر غصب شدن حق علي اعتراض نکرد، حتي عمار بن ياسر و مقداد بن عمرو و سلمان فارسي -رضي الله عنهم- چيزي نگفتند و يکي از اينها نيامد و نگفت: اي ابوبکر! چرا خلافت را از علي غصب مي کني و حال آن که مي‌ داني که پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- در غدير خم چه گفت؟!.

-چرا وقتي پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- قبل از وفاتش خواست که براي اصحاب چيزي بنويسد که هرگز بعد از او گمراه نشوند، علي چيزي نگفت، با اينکه او آن مرد شجاعي است که از هيچ کس جز خدا هراسي ندارد؟! و همچنين مي دانست که هر کس حق را نگويد شيطان لالي است!!

-وقتي علي -رضي الله عنه- مي دانست که خداوند او را خليفه کرده پس چرا با ابوبکر و عمر و عثمان -رضي الله عنهم- بيعت کرد؟!

اگر بگوييد قدرت و توانايي نداشت، پس کسي که قدرت ندارد صلاحيت امامت را ندارد، چون فقط کسي مي تواند امام باشد که توانايي به دوش گرفتن بار امامت را داشته باشد.

و اگر بگوييد امام توانايي داشت اما او خودش از توانايي اش استفاده نکرد، پس اين خيانت است و خائن نمي تواند امام باشد! و براي رهبري مردم نمى توان به او اعتماد کرد. و امام علي از خيانت و ... پاک است حاشا بر او كه خائن باشد.

پس پاسخ شما اگر پاسخ درستي داريد چيست؟

-وقتي علي -رضي الله عنه- زمام امور را به دست گرفت با خلفاي راشدين پيش از خود ابراز مخالفت نکرد، و براي مردم قرآني ديگر نياورد، و هيچ اعتراضي بر آنها ننمود بلکه به تواتر از او ثابت است که بالاي منبر مي گفت: «خير هذه الأمة بعد نبيها أبو بكر وعمر». «بهترين فرد اين امت بعد از پيامبر ابوبکر است»، و همچنين امام علي وقتي به حکومت رسيد ازدواج موقت را رواج نداد، و فدک را باز نگرداند، و حج تمتع را واجب نگرداند، و «حي على خير العمل» را به اذان اضافه نکرد و «الصلاة خير من النوم» را از اذان حذف نکرد.

پس اگر ابوبکر و عمر –رضي الله عنهما- چنان که شما مي گوييد کافر بودند، چرا امام علي وقتي قدرت به دستش بود، کافر بودن آنها را اعلام نکرد؟ و نگفت که اينها خلافت را غصب كرده اند؟! بلکه برعکس او ابوبکر و عمر -رضي الله عنهما- را ستود و تمجيد کرد.

پس شما بايد همان کاري را بکنيد که امام علي کرده است، يا اينکه بايد بگوييد که علي به امت خيانت کرد و قضيه را براي امت بيان ننمود. و علي از چنين چيزي پاک است!

-

شيعه و اهل سنت همه بر اين اجماع دارند که علي -رضي الله عنه- فرد بسيار شجاع و دليري بوده است که کسي به گرد پاي او نمي‌رسيده است، و او در راه خدا، از ملامت هيچ ملامت‌کننده‌اي نمي‌ترسيد، و از آغاز زندگي‌اش تا وقتي که به دست ابن ملجم کشته شد يک لحظه اين شجاعت از او جدا نگرديد، و شيعه اعلام مى كند که علي جانشين بلافصل پيامبر است.

آيا بعد از وفات پيامبر –صلى الله عليه وآله وسلم- شجاعت علي تمام شد و به خاطر اين با ابوبکر -رضي الله عنه- بيعت کرد؟ و سپس بعد از او با عمر فاروق -رضي الله عنه- بيعت نمود؟!

و سپس بعد از عمر بلافاصله با عثمان بن عفان -رضي الله عنه- بيعت کرد؟!

و آيا نمى توانست که حتي براي يک بار بالاي منبر پيامبر –صلى الله عليه وآله وسلم- برود و با صداي بلند اعلام کند که خلافت از او غصب شده است؟! و او از ديگران به آن سزاوارتر است چون او وصي پيامبر است؟!

چرا علي با اينکه فردي شجاع و دلير بود و ياوران و دوستداران زيادي هم داشت چنين نکرد؟!

پ.ن ۱-دو مساله دیگر رادر نظرات آوردید:

1-       آيه 55 سوره مائده( همانا ولي شما خدا و رسول و كساني هستند كه ايمان آورده اند و نماز مي خوانند و زكات ميدهند و ركوع مي كنند): اگر خدا مي خواست با اين آيه جانشيني حضرت علي را اعلام كند مستقيماً مي گفت كه ولي شما خدا و پيامبر و علي است. خدا در چندين جا در قران گفته كه اين قران كاملاً ساده و واضح و روشن هست. پس اگر منظور خدا خلافت علي بود منظورش را مستقيم و با آوردن اسم او بيان مي كرد. كسي بايد خليفه مسلمين باشد كه مومن باشد، نماز بخواند، زكات بدهد و ركوع كند.

2-       در مورد يوم الدار كه مربوط به آيه انذار عشيره هست: در اين آيه خدا در قران از پيامبرش خواسته كه عشيره اش را انذار كند و در اين آيه هيچ كلمه اي در زمينه خلافت حضرت علي نيامده است.

ببينيد من هم مثل شما شيعه به دنيا آمدم، من هم اولش تعصب( پيش داوري) داشتم ولي بياييد با عقل سليم فكر كنيم، خدا اگر مي خواست كسي را جانشين پيامبر اعلام كند به صراحت در قران اين مساله بسيار مهم را ذكر مي كرد.

+ نوشته شده در جمعه هفتم دی 1386ساعت 18:20 توسط مهرداد |

ترور بی نظیر بوتو

دو سال پیش بود همین موقع ها، تو اهواز دانشجوی ترم پنج بودم. از اون سه تا بمبگذاری تروریستی زیاد نگذشته بود. رفتم نادری خرید کنم، خریدامو کردم و رفتم طرف جایی که اتوبوس دانشگاه بچه ها رو برمی داره همین که از خیابون داشتم رد می شدم دیدم خیابونو سه تا بنز الگانس پلیس اومدن سد کردند و اجازه رد هیچ ماشینی رو ندادند. برام عجیب بود چون اونجا خیابان مرکزی اهوازه، یه مرد که ریش داشت و لباس شخصی به تن داشت اومد طرفم، ازم پرسید چرا داری اینور میری؟ گفتم خب! اینجا پیاده رو هست! مگه چی شده؟ با دستش اشاره کرد به یه ماشین قدیمی بیوک که حدود ده متریم پارک شده بود و گفت: بمبگذاری شده الان داریم خنثی اش می کنیم! یه کم بیشتر دقت کردم دیدم دو تا لباس نظامی و یه لباس شخصی رفتن زیر ماشین. منم دیگه پاک گیج شده بودم سریع رفتم اونور خیابون و با وجود اینکه پنج دقیقه دیگه اتوبوس دانشگاه میومد سریع سوار تاکسی شدم و رفتم دانشگاه. وحشت.... وحشت.... وحشت

دو ساعت پیش داشتم با مامان و بابا CNN نگاه می کردیم که ناگهان خبر فوری آوردند و گفتند که بی نظیر بوتو مورد یک انفجار تروریستی قرار گرفته و الان زخمی شده، اولش گفتن ده نفر مردند، بعد پانزده نفر، بیست نفر، سی نفر، حال بی نظیر بوتو وخیم اعلام شد، آخرش هم گفتند که کشته شد.

می دونم که اکثر آدم هایی که این وبلاگ رو می خونن آدم های عاقل و منطقی هستند، اما روی حرفم با تویی هست که می گی من عربم و رو نفتم و جمهوری اسلامی حقمو نمی ده می خوام جدا شم حرفمو گوش نمی کنن پس بمب می گذارم. ببین من نه سر پیاز بودم نه ته پیاز هیچ کاری هم به جدایی نداشتم نه خدا میگه منو بکشی نه عقل می فهمی؟ هیچ می دونی اگه اون بمب خنثی نمی شد الان خانواده من که هیچ گناهی نداشتن تو چه حالی بودن؟ نه نمی دونی.

اون آدمی که خودش و سی چهل نفر دیگه رو کشته حتماً پیش خودش فکر می کرده میره بهشت پیش هفتاد باکره زیبای بهشتی!! آهای با روح توام که الان داره عذاب می بینه! هیچ وقت اسلام نگفته ترور کنی، برو به درک.

+ نوشته شده در پنجشنبه ششم دی 1386ساعت 19:13 توسط مهرداد |

Merry Christmas
xmas

+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم دی 1386ساعت 10:58 توسط مهرداد |

درگیرم

تو اين مدت كه به وبلاگم سر زديد حتماً از خودتون مي پرسيد كه اين پسر كجا رفت؟ راستشو بخواهيد چند وقتيه كه به خاطر استخدام شدنم خيلي درگيرم. حتماً هر وقت مراحل استخدامم تموم شد ميام خدمتتون. درضمن تو اين شهر هرت چيزهايي ديدم كه نوشتنشون و خوندشون خالي از لطف نيست. پس تا يه مدت دندون رو جيگر بذاريد.

+ نوشته شده در یکشنبه دوم دی 1386ساعت 11:37 توسط مهرداد |