دوستان من بعد از دو ماه دوباره به این وبلاگ برگشتم.
در این دو ماه بنده شروع به کار کردم، سپس یک خونه در فاصله بیش از هزار کیلومتری خانواده ام اجاره کردم بعدش ازدواج کردم الان هم حسابی سرم مشغول کارهای خانه و کارم هست.
پس می بینید که کاملاً حق داشتم که این مدت آپ نکنم، البته دلیل اصلیش اینها نیست، دلیل اینکه تو این یک ماه اخیر آپ نکردم دل پری هست که از شما خواننده های محترم روتین وبلاگم دارم، تو نمی گی این چه مرگشه آپ نکرده شاید زیر تریلر 18 چرخ رفته! شاید دست هاش زیر چرخ گوش له شده! شاید...
من اگه قرار بود برای دل خودم چیزی بنویسم که می رفتم یه دفتر خاطرات برمی داشتم تو اون می نوشتم نه اینکه یه وبلاگ بزنم که از پنجاه کشور بیان بخوننش. برای من کامنت هاتون ارزش بالایی داره چه موافق چه مخالف.
جایی که مشغول به کار شدم کاملاً مرتبط با رشته تحصیلیم هست و از این نظر من خیلی راضیم از نظر علمی هم تا حدی که انتظارشو داشتم راضی هستم. شرکتمون با یک شرکت اروپایی داره کار می کنه و من تو این مدت کاملاً فهمیدم که اگه سیستم دولتی ایران بگذاره( که نمی گذاره) جوان های ایرانی خودمون هیچ دستکمی از این ها در به کارگیری تکنولوژی ندارند اگه ما هم در موقعیتی که اونها قرار گرفته اند قرار بگیریم و تجربه کار کسب کنیم مثل خودشون یا بهتر از اون ها هم میشیم. نمونه اش در شرکت ما چند تا از بچه ها هستند که پس از گرفتن فوقشون از دانشگاه های معتبر دنیا با سه سال سابقه کاری( به معنای واقعی کلمه نه پشت میز نشستن) الان دارند عملیات مهم رو رهبری می کنند، عملیاتی که تا چند میلیون دلار ارزش داره، اون کنار هم مهندس خارجیه وایستاده داره با من حرف می زنه و گپ می زنه در حالیکه عملاً کار خاصی انجام نمی ده.
+
نوشته شده در پنجشنبه هفتم شهریور 1387ساعت 23:59 توسط مهرداد
|