تبليغاتX
نفس باد صبا
این اعتیاد آور!

دوستان ببخشید که مدتیه دیر به دیر آپ می کنم، هم من هم بانو دو تامون سخت مشغول کار هستیم به نحوی که وقتی من ساعت پنج و نیم از سر کار برمی گردم مثل اینه که جنازه اومده خونه! تو این ده روز فقط چهار بار از فرط خستگی از هفت هشت شب خوابم برده تا صبح.

من سه ماه هست که تلویزیون نگاه نکردم، البته تلویزیونشو داریم ولی چون حالم از صدا و سیما بهم می خوره فقط می خوام دیش بگذارم، تا به حال هم کسی رو پیدا نکرده بودم که نصاب باشه ولی تازگی ها یه آشنا پیدا کردم شاید چند وقت دیگه ما هم به جرگه تماشاگران تلویزیون بپیوندیم. ما ایرانی ها جزو رکورد داران تماشای تلویزیون هستیم به خاطر همین اکثراً نه صرفاً یه تماشاگر عادی بلکه یک معتاد تلویزیون هستیم، زمانی که به دلایلی نتونیم اونو نگاه کنیم فکر می کنیم که چه چیزهای مهمی رو از دست دادیم به عنوان مثال می گیم تو تلویزیون اخبار رو می گن و فلان برنامه های آموزشی رو داره و اله و بیسار در حالیکه اکثراً داریم باهاش وقت تلف می کنیم. در این مدتی که هم من هم بانو مشغول کار بودیم حتی یک ثانیه هم احساس نیاز بهش پیدا نکردیم، البته بگم که اولش فکر می کردیم که حوصله مون سر میره، ولی بعداً فهمیدیم که اتفاقاً خیلی هم خوب شد چون اکثر موارد حتی کارهای اساسی خودمون رو نمی رسیم انجام بدیم چه برسه به تلویزیون نگاه کردن!

در مورد اخبار هم بگم که هر شب از طریق این اینترنت فکستنی که دارم تمام اخبار لازم رو نگاه می کنم و هیچ نیازی به تلویزیون نمی بینم. اصلاً اون موقعی که ماهواره گردان با سه هزار کانال داشتم منبع اصلی اخبار من اینترنت بود و هیچ نیازی به تلویزیون نداشتم چه برسه به الان.

+ نوشته شده در جمعه نوزدهم مهر 1387ساعت 8:27 توسط مهرداد |

می تونید حقوق نسبتاً خوبی در مقایسه با سایر شرکت های دولتی داشته باشین، همسرتون شاغل باشه و اون هم حقوق خوبی(باز هم نسبت به شرکت های دیگر دولتی) داشته باشه حالتون از جو ایران به هم بخوره و یکی از اصلی ترین تاپیک های زندگی تون بحث این باشه که آیا می خواهید امریکا برید یا استرالیا؟ حتی زمان بچه دار شدن تون هم وابسته به تصمیم قطعی در این مورد کرده باشید.

داریم تو شرکت کار می کنیم، اولش با یکی از مهندس های ایتالیایی حرف می زنم یه سنجاقک از کنارمون رد میشه بهش میگم ما به اینها می گیم سن جا قک. شما چی می گید؟ میگه لیبرولری، خودمونیم ها! ایتالیایی هم عجب زبانیه! یه لحظه الان سعی کنین اونو بخونین تا بفهمین چقدر سخته. حقوقش 6000 دلاره و خیلی هم ناراضیه. بعدش با یکی از مهندس های یه شرکت دیگه فرانسوی حرف می زنم اون حقوقش به ریاله و هفتاد میلیون ریال می گیره. آخی! دلم براش میسوزه که حقوقشو به ریال می گیره! تازه از المپیک چین برگشته و کلی تو چین بهش خوش گذشته و به هممون سفارش می کنه بعد از امریکا چین بریم. آخه یکی نیست به این بگه من با یک دهم حقوق اون چطور برم چین؟

+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم مهر 1387ساعت 17:20 توسط مهرداد |