یک مساله مهم که همواره دغدغه افراد تحصیلکرده از دانشگاه های معتبر بوده این بود که آیا بعد از فارغ التحصیلی به سر کار بروند یا باز هم ادامه تحصیل دهند؟
معمولاً هم برای ماها که به انگلیسی مسلط هستیم و از وقتی یادمون میاد یه کتاب دستمون گرفته بودیم راحت ترین گزینه ادامه تحصیل چه در خارج یا داخل کشور است.
من شخصاً بنا به دلایل شخصی ام ترجیح دادم فعلاً سر کار برم تا بعداً به فکر گزینه های دیگر باشم، همسرم همزمان هم داره فوق لیسانس می خونه و هم سر کار میره.
مهمترین پارامتری که ما تحصیلکرده ها رو به ادامه تحصیل وا می داره بازار کار خراب کشورمونه، دانشجوی سال آخر با کلی تلاش و زحمت داره از یک دانشگاه معتبر فارغ التحصیل میشه حالا چه کار خوب و به درد بخوری براش پیدا میشه که هم از نظر علمی اونو ارضا کنه و مرتبط با رشته اش باشه هم درامد مکفی داشته باشه؟
معمولاً جواب این سوال باعث میشه که ما یا دنبال آزمون فوق لیسانس بریم یا دنبال اپلای کردن بیفتیم.
شخصاً از جایی که توش کار می کنم رضایت نسبی دارم، البته باید مدنظر داشت که این رضایت همانطور که گفتم نسبی هست و گرنه با خیلی از ایده آل های من نمی خونه. دلیل اصلی رضایتم در اینه که دقیقاً کارم مرتبط با رشته تحصیلی ام هست و باعث شده از وقتی سرکار بیام نه تنها درس های دانشگاهم یادم نره بلکه چیزهای خیلی بیشتری یاد بگیرم و به اهمیت درس هام تو دانشگاه پی بردم.
البته باید درنظر داشت که در سیستم اداری ایران همواره یه عده هستند که بهت ضدحال می زنند. حالا من یکی که سیستم کاری جاهای دیگه دنیا رو ندیدم ولی این یکی که اینطوری بود. مساله اساسی این نیست که ما بتونیم جایی رو انتخاب کنیم که همه افرادش همش انرژی مثبت بدهند، مساله اینه که ما باید یاد بگیریم که "تحمل" کنیم. معمولاً ما تحمل تبعیض و ناعدالتی رو نداریم و همش غر میزنیم که چرا یه سری امکانات به فلان آقازاده و آدم بی سواد تعلق می گیره و اونها یه کار مفت انجام نمی دهند در حالیکه ما بیشتر کار می کنیم و همش سرکوفت می خوریم و ضدحال!
من تازه یک سال هست که وارد سیستم کار حرفه ای شدم و نمیتونم از الان اظهار نظر قطعی کنم ولی چیزی که تو دانشگاه دیدم این بود که اگر یک استاد دانشگاه هم بشم این مسائل باز هم عوض نمی شوند.
به نظرم باید "بی خیال" بشیم و " تحمل" کنیم و سعی کنیم غرهای درونمون رو به ظاهر نیاریم.
چه طور میری از سوپری محله ماست می گیری، بیست و دو خرداد هم فکر کن داری میری ماست بخری برای نهار، عوضش برو مسجد محلتون یه رای بده، از این لوس بازی ها درنیار که محمود رو اینها از قبل در آوردند! خیلی لوسی اگه اینو بگی! انتخابات مجلس هشتم تو تهران 24% شرکت کردند که رای سالمش میشد طرفای 20%، حالا اگه نصف یا حتی ثلث اون 76% باقیمانده رای می دانند همین نماینده ها در میومدند؟ نه!
تو رای تو بنداز! چه میرحسین چه کروبی! فقط یه سر برو رای تو بنداز! کاری به باقی ماجرا نداشته باش.
حالم از این محمود داره به هم می خوره.
این بشر بیماری پارانویا داره حالا ما با این فکر اشتباهمون داریم دستی دستی چهارسال دیگه این مریض رو رییس جمهورش می کنیم.
اینطوری که پیش میره به میرحسین موسوی رای میدم.
میدونم که نقاط ضعف مختص خودشو داره اما هرچی هست از محمود خیلی بهتره.